تبلیغات
کافه‌ها و روزها - مطالب ابر دیو
کافه‌ها و روزها

اینجا یک دفتر یادداشت است مینویسم تا فراموش نکنم...

دیو

سه شنبه 8 اردیبهشت 1394

باز همه چیز در خانه به سامان شده بود... باز همه چیز در خانه نا به سامان شده بود... باز دلهره‌های من شروع شده بود حالا که دیگر الهامم اینجا بود چه بهانه‌ای داشتم که بی‌‌خواب شوم... حالا دیگر بهانه نمیخواست مایه بی‌خوابی و بی‌خوراکیم راست فرود آمده بود در خانه در اتاق جلویی... دوست داشتم دوباره یکی از همان دوستهایش سر میرسید یکی از همانها که بهانه خوبی میشدند تا ما تنها نباشیم... از این تنهایی اینبار میترسیدم از این تنهایی با او... اینقدر دوری کشیده بودم که نقشه‌های وحشتناک و عجیب در سرم رشد کنند... داشتم تبدیل به یک دیو میشدم که میخواست دلبری را زندانی کند و مدام میجنگیدم... مدام... نه، نمیتوانستم دوباره پرش بدهم برود... نمیتوانستم بگیرم و در قفس بیندازمش اینجور بدتر میرفت...


ادامه مطلب


فهرست وبلاگ
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها