تبلیغات
کافه‌ها و روزها - مطالب ابر دفتر بزرگ
کافه‌ها و روزها

اینجا یک دفتر یادداشت است مینویسم تا فراموش نکنم...

آگوتا کریستف 1

یکشنبه 2 آذر 1393

یک خانم مجار که در جنگ دوم جهانی خودش را به سویس میرساند تا پناه بگیرد... این زن شاعر است... شاعر؟!! شاعر که ابزارش زبان است و احساس....اما او که نه زبان میداند و نه دیگر حسی... البته که خشم هست و نمیدانم شاید به یک شکلی هنوز هم عشق پیدا شود... اما این زن کارگری میکند و نه شاعری.... کارخانهای و ابزاری متفاوت... غم نان است، و کلمه و خط و نوشته چارهاش نخواهد بود....


ادامه مطلب


فهرست وبلاگ
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها