تبلیغات
کافه‌ها و روزها - سبیل کلفتهای چپ
کافه‌ها و روزها

اینجا یک دفتر یادداشت است مینویسم تا فراموش نکنم...

سبیل کلفتهای چپ

سه شنبه 4 آذر 1393

منو از چی میترسونی؟ همه این مملکت از من میترسند! حتی اون کله گندههاش... هاهاها.... راست میگفت، اینقدر راست که دیگر بیخیال نصیحت و هشدارش شدم.... بگذار برود با   ر    از هر قبری میخواهند فیلم بگیرند... مستند کوتاه یا مثلن مستند تجربی.... آن سی چهل سال پیش بود که دشمنان مملکت عدهای سبیل کلفت چپ و مذهبی بودند.... حالا باید سیصد نفر دور هم جمع شوند و میلیاردی حقوق بگیرند و هی با هم بحث و جدل کنند تا بلکه از پس ساق و چکمه پوشیدن این ضعیفهها برآیند... خندیدن و خم ابروی این دلبرکان از همه جا مانده حالا بزرگترین تهدید آخرین دین و پیغمبر خداست.... دیگر گذشت آن زمان که با تحقیر و لکاته خواندنشان میشد ساکتشان کرد حالا به برکت جداسازی و استتار سی و چند ساله استقلال ناخواستهای گریبانشان را گرفته که طفلکیها نمیدانند چطور ابرازش کنند، خلاصه میشود در یک وجب شال و رژ لب سرخ که تودهنی بشود برای همانها که گفتند مجبورید حجاب و عفاف و آراستگی داشته باشید... همانها که نهایتن توانستند عروسکهای مسلمان بسازند.... اما نه این الهام زندگانی من را نمیشود دیگر با یک عروسک مسلمان عوضی گرفت....   ر   حتمن چیزی فهمیده که میپرسد از کجا پیدایش کردهای...

 




فهرست وبلاگ
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها