تبلیغات
کافه‌ها و روزها - زنانی که از دیوارهای شهر من پاک شدند
کافه‌ها و روزها

اینجا یک دفتر یادداشت است مینویسم تا فراموش نکنم...

زنانی که از دیوارهای شهر من پاک شدند

سه شنبه 29 دی 1394

نوع مطلب :دیوارهای شهر، 

حالا چند سالیست که در و دیوار شهرها را نقاشی میکنند عوض شعار نویسی و زنده باد و مرده باد... عوض عکس خ... و نوشتن اینکه بی‌حجاب ننگت باد مرگ حقت باد اولها گل میکشیدند و گاهی زنی که چهره‌اش معلوم نبود ولی گلهای چاردش به دقت در هم رفته بودند و دور و برش تمییز و سفید و نورانی بود یک چیزهایی هم مینوشتند مثل اینکه حجاب محدودیت نیست بلکه مصونیت است...

میتوانستند به جای آن عکس زنهای قشنگی را بیندازند که طنابی به دقت دور گردنشان گره خورده بود و موهای

پریشان زنها نمیگذاشت که ما صورتهایشان را ببینیم یا مثلن میشد زنهایی را کشید که از سوزش اسید در هم

فرورفته‌اند و ما مانتوی کوتاه شلوار جینشان را میبینیم که خیلی هم تنگ نبودند... بعد زنهای چادر به سر پاک شدند

گلها رنگ باختند و عکس مردهایی جایشان را گرفت که با نگاهی خشن و ریشهایی سیاه به جنگ رفته بودند...

مردانی که حتمن مادری داشتند یا همسری که سالها منتظر آنها مانده بود... زنانی که شاید هرگز این چهره‌های

بزک شده را نشناسند... زنانی که بی‌شک این مردان را مهربان و خندان و شاید هم عاشق دیده بودند زنانی که شاید

هنوزطعم بوسه این مردان را به خاطر دارند مردانی که حالا مرده‌اند و تبدیل به نماد خشونت شده‌اند... حالا وصیت

نامه دارند و به ما طوری نگاه میکنند که از پس میلونها ذره خاک به خاطر چند تار مو شرمنده‌مان بکنند طوری نگاه

میکنندکه انگار هرگز زنی را ندیده‌اند که موهای بور و ناخنهای رنگ کرده داشته باشد این مردان اخمو و غیرتمند

را هنوز هم میتوانید ببینید مثلن در فکله اطلسی یا چهارراه پارامونت اما من دیگر نگاهشان نمیکنم دوباره رنگشان

کرده‌اند اما این قیافه‌ها دیگر سالهاست که خاموش شده‌اند سالهاست که در هیاهوی نئون و تابلوهای گردان دیده

نمیشوند زمانی که گلزار یا یک نفر شبیه او کت چرمی پوشیده و مسلط به بلوار آزادی زیر نور سفید و نقطه‌ای نور

افکنها لبخند میزند چرا باید مردم به مردان خشمگین نگاه کنند...


صفا
چهارشنبه 5 اسفند 1394 09:16 ب.ظ
صمد!
حرف دل دخترونه زدیا
ازی مانکنام بنویس با ساپورت جدیدا تو پارامونت تا ملاصدرا جلومون رژه روح بخش حضور میرن ولی مرام نچ است در حالیکه دیگه تو دلشونم عاشق هیچ نری نیستن.
اینم مثل اون خشونته حالی نمیده که! ملوسکای غرور و نفرت...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


فهرست وبلاگ
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها