تبلیغات
کافه‌ها و روزها - متلک
کافه‌ها و روزها

اینجا یک دفتر یادداشت است مینویسم تا فراموش نکنم...

متلک

سه شنبه 8 اردیبهشت 1394

بالاخره برگشت... تقریبن ده روز بعد از آن تلفن کذایی ده روزی که خالی خالی بود و بعد که ناگهان خانه پر شد از تعریف و خاطره و عکسهای سفرش علت رفتن و ترک خانه به سکوت برگزار شد و من هیچ گلایه‌ای نکردم یک چیزی اما درونش عوض شده بود یک جور انگار دلتنگ بوده که برگشته میگفت میتوانسته باز هم بماند باز هم کار کند.... اصلن نپرسیدم چه کاری... آن هم به سکوت برگزار شد ... بعداز دو شب خودش آمد و فلشی را به لپ‌تاپم وصل کرد تصویرهای او بود که گلی در دست داشت یا به ماشینی تکیه داده بود و مردی که روی تصویرها آواز میخواند گاهی مرد با ماشینی از کنار ساحل میگذشت و الهام همانجا رو به دریا در دست باد می‌ماند... شعرها هم بیشتر از دوری میگفت گاهی هم واژه‌ای مرتب تکرار میشد و موسیقی همیشه همان موسیقی تکراری بود ریتمی مخصوص این حال و هوای جوانانه ... پس کار هنری میکنی؟!!... متلک میگی؟!... یه خورده... اول که رفتم یه مشتری تور داشتم برای اصفهان و بعدش هم مرنجاب بعد که برگشتم شیراز قبل از اینکه پام برسه خونه یکی از دوستام گفت یه نفر رو سراغ داره که کلیپ میسازه... کار خطرناکیه!!!...آره ولی عوضش پول خوبی توش هست تا چند وقتی میتونم بگردم... سفر میری؟... آره ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


فهرست وبلاگ
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها